تبليغاتX
مـتـفـاوت از هـمـیـشـه

سه شنبه 1390/12/23

شعر گویی شاعر برای سلطان!!

گویند سلطان محمود غزنوی جلوی پلکان قصر ایستاده بود که یکی از شعرای درباری (احتمالا عوفی) را دید و از او خواست که وقتی سلطان پا به پله اول می‌گذارد مصراعی بگوید که سلطان حکم قتلش را بدهد و وقتی سلطان پا به پله دوم گذاشت مصراع دوم را چنان بگوید که نه تنها اثر مصراع اول را از بین ببرد بلکه شاعر را شایسته پاداشی گران کند و همینطور در ادامه ...
شاعر قبول کرد و سلطان پا به پله اول گذاشت.


شاعر سرود :
سال ها بود تو را می کردم
همه شب تا به سحرگاه دعا

یاد داری که به من می دادی
درس آزادگی و مهر و وفا

همه کردند چرا ما نکنیم
وصف روی گل زیبای تو را

تا ته دسته فرو خواهم کرد
خنجر خود به گلوگاه نگاه

تو اگر خم نشوی تو نرود
قد رعنای تو از این درگاه

مادرت خوان کرم بود و بداد از پس و پیش
به یتیمان زر و مال و به فقیران بز و میش

یاد داری که تو را شب به سحر می‌کردم
صد دعا از دل مجروح پریشان احوال

وه که بر پشت تو افتادن و جنبش چه خوشست
کاکل مشک فشان با وزش باد شمال

عوفی خسته اگر بر تو نهد منع مکن
نام عاشق کشی و شیوه آشوب احوال
 

نوشته شده توسط غریبی آشنا در 12:5 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1390/11/20

اشعارجدید بابا طاهرعریان در مورد اقدام گلشیفته فراهانی

اشعارجدید بابا طاهرعریان در مورد اقدام گلشیفته فراهانی

به اینترنت بدیدم یک کلوزآپ / نمی دونم که اصل یا فتوشاپ
بدل یا اصل ، مو کاری ندارم / دلم در سینه افتاده به تاپ تاپ

خدایا دین تو اندر خطر بی/ دلم بازیچه ی اهل هنر بی
پشیمونم بگو تقصیر مو چیست / گناه مو فقط حظٌ بصر بی

به کافی نت روم آنجا ته وینم/ به اینترنت روم درجا ته وینم
به هر وبلاگ و هر سایتی که آیم / نشان از قامت رعنا ته وینم

یکی لختو و یکی عریون پسنده / یکی با چادرو و تومون پسنده
به هرچه آفریدی طالبی هست/ دل مو عنچه ی خندون پسنده

مو گشتم "شیفته" بر اون"گل" ناز/ گریبونش مثال غنچه ها باز
ندونم حکمت این جلوه ها چیست/ خدایا مو برقصم با کدوم ساز

یکی آنسوی دنیا گشته عریون/ یکی اینجا شده غمگین و دلخون
گناه هر کسی بر خود نویسند/ چه باید کرد با مخلوق نادون

خدایا کار تو خوب و خفن بی/ ولی این بنده بی چاک و دهن بی
ببخشا گر قصوری رفته از دست/ همش تقصیر این فیلتر شکن بی

برچسب‌ها: گلشیفته فراهانی, گلشیفته, بابا طاهر, اشعار جدید
نوشته شده توسط غریبی آشنا در 16:50 |  لینک ثابت   • 

جمعه 1390/10/16

پ نه پ های جدید دی ماه ۹۰

طبقه بالایی داره توی خونه گل کوچیک بازی میکنه ، رفتم درشونو زدم میگه صدای ما
اذیتتون میکنه ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ اومدم بگم مواظب باشید بازیکن دو اخطاره
توی زمین نفرستید که بعدا گندش دربیاد !
.
.
.
بابام زنگ زده میگه سند
خونه رو بردار بیار ! بدو بدو دارم میرم پایین ، همسایمون دیده میگه این سند
خونتونه ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ دفتر مشق بابامه یادش رفته ببره مدرسه ، خانم
معلمشون دعواش کرده !
.
.
.
کامپیوتر داشت کار میکرد که یِیهو دود
سیاهی از پشتش زد بیرون ! میگه : کامیپوترت سوخت ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ یه
برنامه مونده بود سر دلش ، آروغ زد رفلاکس شد !
.

.
.
توی راز بقا ۶۰تا شیر ریختن سر یه گورخر ! برگشته میگه میخوان بخورنش
؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ میخوان سوارش بشن ولی خره رضایت نمیده میگه مامانم گفته
با غریبه ها بازی نکن !!!!!!!!!!!!!!
.
.
.
بهش میگم پاتو توی کفش من
نکن ! میگه یعنی دخالت نکنم ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ بیا دستتو بکن تو دماغم
!
.
.
.
خانمه ۲۰۶ رو زده به تیر برق ، ماشین نصف شده ! به افسر میگه
یعنی اشتباه از من بوده ؟ افسر : پـَـــ نــه پـَـــ علت حادثه خواب آلودگیه تیر
چراغ بوده !
.
.
.
نوشتم “بوق نزنید راننده خواب است” ازم میپرسه اینو
پشت کامیون دیدی ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ رو در آسانسور ؟؟؟
.
.
.

تو اتوبوس به راننده میگم این پولو عوض کنید ! میگه پارَس ؟ گفتم : پـَـــ نــه
پـَـــ گوشَش وسط نداره !
.
.
.
به استاد میگم استااااااااااد بفرمیو !
میگه یعنی شروع کنم ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ بگیو !
.
.
.
به
خواهرزاده ۲ ساله گفتم برو از مامان بزرگ چسب زخم بگیر ؟ گفت چی شده ؟ دستت اوووف
شده ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ گردنم قطع شده !
.
.
.
خوردم زمین لگنم
تبدیل به آفتابه شده ، اومده میگه الان مشکل دستشویی رفتن داری ! گفتم پـَـــ نــه
پـَـــ فقط مشکل قر کمر دارم !
.
.
.
میگم اینجا خیلی تاریکه ! میگه
چراغارو روشن کنم ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ برو شیر آبو باز کن
!
.
.
.
۵۰ جعبه گوجه خریدیم ! اون یکی همسایه اومده میگه میخوای رب
بپزی ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ میخوایم رنگ کنیم جای سیب
بفروشیم
.
.
.
رفتم مغازه گفتم سیم ظرفشویی دارین ؟ گفت بله ! برای
شستن ظرف میخوای ؟ گفتم اولا به تو چه ؟ دوما پـَـــ نــه پـَـــ میخوام شیشه
عینکمو تمیز کنم !
.
.
.
رفیقم به طور هارمونیک خورده زمین و پخش شده
کف آسفالت ! جلوی خودمو گرفتم که نمیرم از خنده ! میگه داری بهم بخندی ؟ پـَـــ
نــه پـَـــ گریه اَمونمو بریده !
.
.
.
۲تا سطل رنگ گرفتم دستم ،
همسایه اومده میگه میخواید نقاشی کنید ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ میخوایم ریاضی حل
کنیم !

 

نوشته شده توسط غریبی آشنا در 19:53 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1390/08/16

آیا میدانید 2000 سکه مهريه، شبی چقدر تمام میشود؟؟؟

آیا میدانید 2000 سکه مهريه، شبی چقدر تمام میشود؟؟؟

بهای هر سکه:640 هزار تومان.

بهای کل:1280000=(640*2000)هزار تومان.

سن داماد: 28 سال.

متوسط عمر در ایران:60-70 سال.

طول زندگی زناشویی در خوشبینانه ترین حالت:42=28-70

تعداد کل روز و شبهای با هم بودن:15330=(42*365) شب.

 

با توجه به پریود بودن حداقل یک هفته در ماه تعداد شب های دارای شانس باهم بودن:

15330 * 3/4 = 11497 شب

 

اگر در خوشبینانه ترین حالت هم یک شب در میان حساب کنیم:

5748 شب آن هم احتمالاً، اگه مسافرت نباشه اگه مهمون نداشته باشین اگه خسته نباشه و...

 

1280000000 تومان تقسیم بر 5748 شب، میشه شبی 222,686 تومان

 

حالا تصمیم با شماست آیا نوع دائمی آن بصرفه است . . . .

 
نوشته شده توسط غریبی آشنا در 19:45 |  لینک ثابت   • 

جمعه 1390/07/22

ماجرای تکراری دوست دختر در ایران!!

دیشب رفتم استخر,بعداز شنا اومدم لباسامو بپوشم دیدم رو موبایلم ۴ تا میس کاله ۶ تا اس ام اس از دوس دخترم:

اس ام اس ۱:عزیزم چرا زنگ میزنم جواب نمیدی؟

اس ام اس ۲:انگار سرت شلوغه جواب اس ام اس هم نمیدی.

اس ام اس ۳:همین الان زنگ میزنی وگرنه من می دونم وتو
اس ام اس۴:کثافت آشغال معلوم هست کدوم گوری هستی؟

اس ام اس ۵:تقصیر منه که آدم حسابت کردم کچل ایکبیری با اون مامان چاقت.گمشو برو پیش همون دختر عموی …

اس ام اس۶:راستی اینم میگم که بسوزی منو دوستت حمید دو ماهه رابطه داریم.بای!!

نوشته شده توسط غریبی آشنا در 19:22 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1390/05/16

کاریکاتورهای جالب ماه رمضان

تا لود شدن کامل عکسها کمی صبر کنید
 

نوشته شده توسط غریبی آشنا در 19:43 |  لینک ثابت   • 

شنبه 1390/05/01

جکهای پـَـَـ نــه پـَـَــ بسیار جالب و خنده دار


ماشینم بنزین تموم کرد وسط جاده, واستادم دم جاده یکی ۲ لیتر بنزین از ماشینش بهم بده که فقط خودمو برسونم به یه پمپ بنزینی, یکی زد بقل گفت آقا بنزین برای ماشینت می خوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام باهاش خودمو آتیش بزنم
.
.
.
بعد از چهار ساعت از کنکور تو هوا ۴۰ درجه اومدم خونه خواهرم میگه خسته ای؟ اگه نیستی منو ببر یه جایی میخوام خرید کنم
پـَـَـ نــه پـَـَــ خسته نیستم تو جلسه کنکور لحاف دشک انداخته بودم داشتم قلیون میکشیدم
.
.
.
یارو تو مترو داره چراغ قوه میفروشه، صداش کردم اومده میگه چراغ قوه میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه لقمه میرزاقاسمی آوردم واسه ناهارم تنهایی نمی چسبید گفتن بیای باهم بخوریم
.
.
.
به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم
.
.
.
در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه|سایت پاتوق۹۸
_________  _________***
تا کمر رفتم تو موتور ماشینم که ببینم چه مرگشه ، رفیقم اومده میگه
داری تعمیرش میکنی ؟
پــــ نه پـــــ دارم با گِیج روغن درد و دل میکنم
_________  _________***
با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم بکوبیمش ۳ طبقه بسازیم
.
.
.
کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده: آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام
.
.
.
مرغ عشقم مرده و درحالی که پاهاش روبه بالاس افتاده کف قفس. دوستم اومده می گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ کمر درد داشته دکتر گفته باید طاق باز دراز بکشه کف قفس
.
.
.
کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه
_________  _________*
به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!!!!! ـ
_________  _________***
داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت
همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم
_________ _________**
میگه امتحانِ چی داری؟؟؟ میگم وصایا,,, میپرسه وصایای امام؟؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ وصایای الیزابت تیلور
.
.
.
تو این گرما که سگ تب میکنه رفتم سوپر مارکت میگم یه ایستک بدید یارو میگه خنک باشه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گرم بده میریزم تو نعلبکی خنک بشه
.
.
.
ساعت ۵-۴ صبح زنگ زده..گوشی رو برداشتم به زور دارم جواب میدم..میگه خواب بودی؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم سر گلدسته ی مسجد محلمون اذان میگفتم صدام گرفته

نوشته شده توسط غریبی آشنا در 21:22 |  لینک ثابت   • 

شنبه 1390/03/07

احکام شرعی در چت.اینترنت و اونترنت را رعایت کنید

حکام شرعی در چت.اینترنت و اونترنت را رعایت کنید تا دچار گناه نشوید:


مردی و زنی به قصد چت خصوصی وارد مسنجر شوند، واجب است كه قبل از شروع چت، صیغه حلالیت مجازی بین آن دو جاری شود. این صیغه به صورت لوگو در دسترس همه افراد قرار می گیرد تا با كلیك به روی آن به صورت خودكار جاری گردد. كلیك كردن هر دو نفر مستحب است.

بدیهی است كه این صیغه، تنها تا باز بودن پنجره چت اعتبار دارد و با بسته شدن پنجره، چه سهوا و چه عمدا، صیغه خود به خود فسخ می گردد. این نوع صیغه فقط مختص زنان بیوه می باشد.

زنان بیوه مجاز به باز كردن همزمان دو پنجره چت یا بیشتر از آن نیستند. دختران و زنان متاهل فقط می توانند از صیغه مجازی محرمیت استفاده كنند و حق استفاده از صیغه مجازی حلالیت را ندارند (چت در حد سلام و احوالپرسی و با درصد اروتیك كمتر.)


صیغه مجازی محرمیت، همچون صیغه مجازی حلالیت، به صورت لوگو در محل مناسب قرار خواهد گرفت. تمام احكام جاری شدن و فسخ این دو نوع صیغه یكسان می باشد.

مردان متاهل حق باز كردن بیش از چهار و مردان مجرد پنج پنجره توامان چت را ندارند. فرستادن هر نوع ایكون بعد از جاری شدن صیغه حلال می باشد. چنانچه ایكونی قبل از جاری شدن صیغه ارسال گردد، این ایكون حرام زاده بوده و احكام ایكون های حرمزاده در مورد آن مصداق دارد.

اگر به هر علت غیر ارادی، مثل وقوع زلزله، تسك كردن ناگهانی سیستم، قطع شدن كانكشن یكی از دو طرف و قس الی الهذا، ایكونی قبل از جاری شدن صیغه ارسال گردد، احكام ایكون های حرامزاده مشبهه بر آن صادق است.

بستن پنجره چت به اختیار مردان می باشد. چنانچه زنی قبل از مرد اقدام به بستن آن بكند، واجب است تا 4 روز عده پنچره بسته شده را به جا بیاورد. قبل از پایان عده، حق چت با هیچ ذكور دیگری را ندارد.

چنانچه زن متاهلی با یا بدون جاری شدن صیغه مجازی حلالیت اقدام به چت با مردی بكند، این چت به منزله زنای محصنه مجازی بوده و حد سنگسار مجازی بر او لازم می گردد.

اگر مردی اقدام به چت با زنی متاهل بنماید، با علم به متاهل بودن زن، حتی در صورت جاری شدن صیغه مجازی حلالیت حد تعزیری شلاق اینترنتی بر او لازم می گردد.

زنان و مردان مشمول صیغه مجازی حلالیت، درصورت چت كردن بدون جاری نمودن صیغه، در بار اول و دوم و سوم به حد تعزیری شلاق اینترنتی محكوم شده و درصورت تكرار در بار چهارم مصداق مفسد (ه) فی النت بوده و اجرای حكم اعدام اینترنتی بر آنان لازم است

نوشته شده توسط غریبی آشنا در 19:41 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1390/02/12

آیا واقعاً حقوق زن ها پایمال شده است ؟

از بچگی همه ما این را شنیده ایم که حقوق زنها پایمال میشود.
2312312.jpg
آیا واقعاً حقوق زن ها پایمال شده است ؟
از کودکی شروع میکنیم :

در کودکی:
پسرها هر وقت شیطنت میکردند یک سیلی محکم صورتشان را نوازش میکرد
دخترها هر وقت شیطنت میکردند یک ضربه فانتزی به ماتحتشان میخورد.
خودتان قضاوت کنید : کدام ضربه درد بیشتری دارد؟

روزهای جمعه که مدرسه ها تعطیل بود :

پسرها برای خرید نان مجبور به بیگاری در صف نان بودند

دخترها کنار عروسک هایشان لالا میکردند



هنگامی که کارنامه ها را به دست والدین محترم میدادند :

پسرها شدیداً بخاطر نمرات پایین سرکوفت می خوردند و البته گاهی هم ممنوع شدن از مشاهده کارتون

دخترها هیچی نمیشدند . چون قرار بود در آینده ازدواج کنند و نان آور خانه هم نخواهند بود



هنگامی که پدر خانواده شب به منزل می آمد :

پسرها فرار میکردند و یه گوشه ای میخزیدند تا چغولی های مادر ، کار دستشان ندهد
دخترها به بغل پدر میپریدند و چپ و راست قربون صدقه میشنویدند


روز اول مهر ماه که مدرسه ها باز میشد :
پسرهای عزیز کله هایشان را با نمره ۴ میزدند و مزین به لغت نامانوس کچل میشدند
دخترها فقط به پسرها میگفتند : چطوری کچل ؟



در ۱۸ سالگی :

پسرها تمام اضطراب و دلهره شان این است که دانشگاه قبول شوند و سربازی نروند و ۲ سال از زندگیشان هدر نرود

دخترها ورودشان به پادگان طبق قانون ممنوع است .



در دانشگاه : پسرها همان روز اول عاشق میشوند و گند میزنند به امتحان ترم اولشان و مشروط میشوند

دخترها فقط در بوفه مینشینند و به پسرهایی که زیر چشمی به آنها نگاه میکنند افاده میفروشند



در هنگام نمره گرفتن :
پسرها خودشان را جر میدهند تا ۹٫۵ آنها ۱۰ شود و باز هم استاد قبول نکرده و در آخر می افتند
دخترها فقط پیش استاد میروند و یک لبخند میزنند و نمره ۴٫۵ آنها به ۱۷ تبدیل میشود.



در کافی شاپ : پسرها حساب میکنند.

دخترها میگویند : مرسی!



در مخ زدن :
پسرها باید دلقک بازی در بیاورند تا طرف تازه بفهمد که وجود دارند ، دو ساعت منت بکشند تا طرف تلفن را بگیرد ، هفته ها برنامه ریزی کنند تا طرف قرار بگذارد ، ساعت ها باید خالی ببندند تا طرف خوشش بیاید و هنگام بهم خوردن رابطه ماه ها و در مواردی دیده شده است که سالها در هوای دلگرفته پاییز پیپ بکشند و قهوه بنوشند و هی آه بکشند .
دخترها فقط کافی است که یه لبخند بزنند و چشم ها را نازک کرده ، لبها را غنچه و سری به سمت موافق تکان دهند و هرگاه رابطه بهم خورد فقط میگویند فدای سرم.



هنگام خواستگاری :
پسرها باید خانه ، ماشین ، شغل مناسب ، مدرک دهن پر کن ، قد رشید ، هیکل خوش فرم ، خوشتیپ و هزارتا کوفت و زهر مار داشته باشند و پشت سر هم از موفقیت ها و اخلاق خوب و …. برای عروس خانم بگن و احتمالا انگشتری برای نشون کردن در دست سرکار علیه عروس خانم بکنند
دخترها فقط کافی است بنشینند و لام تا کام حرف نزنند



هنگام ازدواج : پسرها باید شیربها ، مهریه ، خرید عروسی ، جواهرات گوناگون ، جشن و سالن و … را از سر قبر پدرشون تهیه کنند

دخترها فقط باید جهیزیه بدهند که احتمالا به دلیل شروع خرید جهزیه از اوان کودکی همش بنجل شده و آقای داماد باید با تحمل هزارتا منت آنها را قبول کرده ، دور ریخته و یه سری جدید بخرد


هنگام زندگی عشقولانه دو نفره:پسرها باید بگویند : چشم ، و البته اگر هم نگویند دو قطره اشک کنار چشمان مژگان خانم ها آنها را وادار به چشم گفتن میکند
دخترها هم باید دستور بدهند و دیگر هیچ.



کار کردن :
پسرها مثل سگ پا سوخته باید از صبح خروس خوان تا آخر شب کار کنند و همش تو فکر غرولند مدیر و قسط عقب افتاده بانک و قبض برق و آب باشند و در آخر نعششان را با بدبختی به خانه برسانند
دختر ها فقط کافی است که کلید ماشین لباس شویی ، کلید ماشین ظرفشویی و کلید مایکرو فر را فشار دهند و در حالیکه ناخن هایشان را مانی کور میکنند با مادرشان در مورد رنگ موی دختر خاله جاری عمه خانم فرخ زمان خانم بحث و تحلیل علمی داشته باشند …
:53:

نوشته شده توسط غریبی آشنا در 19:35 |  لینک ثابت   • 

شنبه 1389/12/28

سال 1390 مبارک باد

عید نوروز را به همه دوستان عزیزم تبریک میگم

ایشالا سال 1390 سالی پربار و سرشار از شادی باشه واستون






باد نوروز وزیده است به كوه و صحرا
جامه عید بپوشند، چه شاه و چه گدا


بلبل باغ جنان را نبود راه به دوست
نازم آن مطرب مجلس كه بود قبله نما


صوفى و عارف از این بادیه دور افتادند
جام مى گیر ز مطرب، كه روى سوى صفا


همه در عید به صحرا و گلستان بروند
من سرمست زمیخانه كنم رو به خدا


عید نوروز مبارك به غنى و درویش
یار دلدار! زبتخانه درى رابگشا


گرمرا ره به در پیر خرابات دهى
به سروجان به سویش راه نوردم نه به پا


سالها در صف ارباب عمائم بودم
تا به دلدار رسیدم، نكنم باز خطا


http://www.niloufarane.com/wp-content/uploads/2011/02/120594722098.jpg
نوشته شده توسط غریبی آشنا در 20:7 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1389/12/12

چند تا جک باحال و بی مزه !

اصول زندگي در ايران: نكني مي كننت، بكني مي كننت، بدي مي كننت، ندي هم مي كننت، خلاصه همه يه جورايي راست كردن كه بكننت، نخند! بخندي هم مي كننت
=====================
 زنه تو هواپيما مي گوزه همه نگاش مي كنن خجالت مي كشه، يه لره بغل دستش بوده بلند مي شه ميگه من بيدم، زنه بوسش مي كنه لره را جو مي گيره بلند مي شه به همه ميگه از حالا به بعد اين خانم چه بگوزه چه برينه همش من بيدم
=====================
  ميدوني چرا صبح جمعه نانوايي خلوته؟ چون گروهي بيهوشن! گروهي زير دوشن! گروهي هنوز روشن! گروهي كه نتونستن بيهوده مي كوشن
=====================
  قاضي خطاب به متهم قزويني: طبق نظريه پزشكي قانوني متهم هستيد به پارگي مقعد، شكستگي استخوان لگن، شكافتگي روده، تركيدگي ستون فقرات، چه دفاعي داريد؟ قزوينيه ميگه: آقاي قاضي يه كون كرديم ديناميت كه كار نذاشتيم
=====================
  زندگي بعد از يارانه ها: آب : اشك // غذا : كشك // يخچال : مشك // حمام: تشت // دستشويي: دشت// سفر خارجي : رشت
=====================
  وزير مسكن گفته: بحمدالله مشكل مسكن جوانان حل شده، امروز بيش از صد جوان به دختر من گفتن: خونه خالي داريم
=====================
  فرق زن با قليون: رو قليون 5 دقيقه كار مي كني 3 ساعت حال مي ده، ولي رو زن 3 ساعت كار مي كني 5 دقيقه حال مي ده
=====================
  گفت: خرمشهر را خدا آزاد كرد! لره گفت: پس بگو ما تو سنگر كون مي داديم
=====================
  تركه ميره حموم غسل كنه مي گه غسل جنايت مي كنم استغفرالله....!!! ميگن بابا جنابت نه جنايت، ميگه آخه اونجوري كه من كردم والله جنايت بود
=====================
  !  چيز سه تا مرد را به خاطر تجاوز، طبق شغلشون مي خواستند قطع كنند اولي قصاب بود با ساتور قطع كردن، دومي كه نجار بود به اره. سومي مي خنديد، گفتن چرا مي خندي؟ گفت من آبنبات فروشم ، بايد انقدر بخورن تا تموم بشه
نوشته شده توسط غریبی آشنا در 9:55 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1389/12/03

..:: کارهای بابا و خاله سهیلا ::..

مامان خسته از سر کار میاد خونه و علی کوچولو میپره جلو میگه: سلام مامان


مامان: سلام پسرم


علی کوچولو: مامان امروز بابا با خاله سهیلا اومدن خونه و رفتن تو اتاق خواب و درو از روی خودشون قفل کردن و....


مامان: خیلی خوب عزیزم هیچی دیگه نمیخواد بگی، امشب سر میز شام وقتی ازت پرسیدم علی جان چه خبر بقیه اش رو جلوی بابا تعریف کن

.

.

.

.


سر میز شام پدر با اعتماد به نفس در کانون گرم خانواده مشغول شام خوردنه که مامان میگه: خوب علی جون بگو بیبنم امروز چه خبر بود؟


علی کوچولو: هیچی من تو خونه بودم که بابا با خاله ....


بابا: بچه اینقدر حرف نزن شامتو بخور


مامان: چرا میزنی تو پر بچه بذار حرف بزنه ...بگو پسرم


علی کوچولو: هیچی من تو خونه بودم که بابا با خاله سهیلا اومدن و رفتن تو اتاق خواب و..


بابا: خفه شو دیگه بچه سرمونو بردی شامتو بخور!


مامان: به بچه چیکار داری چرا میترسی حرفشو بزنه....بگو علی جان


علی کوچولو: هیچی من تو خونه بودم که بابا با خاله سهیلا اومدن و رفتن تو اتاق خواب و در رو از رو خودشون بستن.

 منم رفتم از سوراخ در نیگا کردم دیدم که ....


بابا: تو انگار امشب تنت میخاره! برو گمشو بگیر بخواب دیر وقته.


مامان: چیه چرا ترسیدی نمیذاری بچه حرفشو بزنه؟ نترس پسرم، بگو


علی کوچولو: هیچی من تو خونه بودم که بابا با خاله سهیلا اومدن و رفتن تو اتاق خواب و در رو از رو خودشون بستن.

 منم رفتم از سوراخ در نیگا کردم دیدم بابا داره با خاله سهیلا از اون کارایی میکنه که تو همیشه با عمو سعید میکنی!

نوشته شده توسط غریبی آشنا در 19:4 |  لینک ثابت   •